|
آدمی عجیب مستعد تبدیل است ، پروسه ی کمر شکن هر تبدیل نیز
از آغاز تا فرجام ، مطمعنا محتاج نگاه دقیقی به امر گذشته
است . و این امرِ نگاه به ماضی یعنی اینکه ، بتوانی و جرات
کنی تا صاف صاف بیاستی و توی چشم گذشته ات زل بزنی .
آنوقت هر جا که دیدی ماضی ات غلط می کند . همانطور با حفظ
جرات و اعتماد به نفس توی رخش داد بزنی : بابا جان حسابی
گند زدی . بعدش دوباره رو به آینه ی خودت برگردی بدون
خستگی و نا امیدی دوباره مهره بچینی ، دوباره سعی کنی تا
شاید شاه کیش شده به خانه اش بر گردد . این یعنی پروسه ی
تبدیل موفق . وقتی آن من ِ پیشینت تغییر کرد و دیگر آن شدی
که هستی و نبود ! احتمالا سلسله اتفاقات عجیبی هم دور و
برت رخ می دهد . خیلی از آدمها که عاشق آن من ِ پیش تو
بودند دورت را خالی می کنند . بعضی وقتها تنها می شوی ،
خیلی تنها . اما به هر صورت باید بپذیری . اینها هزینه ی
تعالی است . مطمعن باش همیشه کسانی هم هستند که این منِ
جدید را بپذیرند و با تو همره شوند ، و دوباره یادت باشد
جبر تاریخ یعنی تبدیل ، یعنی رفتن ، یعنی تکامل، باید بروی
حتی اگر آن ماضی روزی یقه ات را گرفت ، به دیوارت کوباند و
گفت : دوباره داری مغلطه می کنی !
|